مرتضى مطهري

225

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

جوانه مىزند ( 1 ) ، نسلهاى آينده به سائق همان فطرت دومرتبه نوعى جستجو را آغاز مىكنند ، همانطورى كه ما در عصر خودمان ديديم كه هر نوع عادتى را كه يك بار از بين بردند نسلهاى بعد ديگر به كلى فراموش كردند اما حتى در كشورهاى كمونيستى نتوانستند مبارزه با دين را ادامه بدهند ، اين مبارزه را امرى غيرطبيعى يافتند ( * ( يريدون أن يطفؤوا نورا لله بافواههم و يأبى الله الَّا ان يتم نوره ) ( 2 ) ) * . علت پيدايش نظريات خشونتآميز و افراطى عليه دين در اروپا : 18 . علت پيدايش نظرات بسيار تند عليه دين يك جريان خاصى است كه در مغربزمين به وجود آمد و مردم را به اصل دين بدبين كرد ، بلكه در مردم عقده و كينه راجع به دين ايجاد كرد . رفتار ضد دين كليسا : و آن اينكه كليسا در مغرب زمين به يك استبداد و خشونت عجيب كه با طبيعت دين ناسازگار است دست زد و آن اجبار مردم به عقيده و شكنجه هاى سخت و آدمسوزىها به بهانه هاى مختلف و تفتيش و تجسس عقايد [ بود . ] اين كار بود كه دلپرىهايى ايجاد كرد و عده اى را به كلى بدبين و بيزار كرد و شروع كردند به اظهارنظرهايى خشونتآميز عليه دين . دين يك امر خشن بود براى آنها ، لهذا در مقام برآمدند كه توجيه و تفسيركنند اين بلا از كجا به جان بشر افتاده ، زيرا هر بلايى در اجتماع بشرى بايد يك علت خاص داشته باشد ، اصل فطرت و سلامت حكم مىكند كه آن بلا نباشد . عليهذا اظهارنظرها عليه دين در اروپا خود از يك فطرت سرچشمه مىگيرد . دين در مشرق زمين سيادت روحانى داشته و در مغرب سيادت اجبارى و ديكتاتورى : در مشرق زمين ، دين هميشه سيادت روحانى داشته نه سيادت مادى و زورى . اسلام تفتيش و تجسس را جايز نمىداند ، عقوبتهاى شديد را تجويز نمىكند . دين اسباب زحمت و شكنجه و ارعاب و اختناق و وحشت نبوده است .

--> ( 1 ) . ويل دورانت در درسهاى تاريخ مىگويد : دين صد جان دارد ، هربار كشته مىشود باز زنده مىشود . ( 2 ) . رجوع شود به صفحه 193 و به نمره 3 و 24 راجع به علايم فطرى بودن ، ايضاً نمره 27 .